وو وی تائو

وینگ چون

ووشو

جزئیات بلاگ

 اثر موسیقی در مدیتیشن، مراقبه و خلسه
5209 1/3/2024 10:48:02 AM

اثر موسیقی در مدیتیشن، مراقبه و خلسه

موسیقی به مفهوم علمی و تجربی آن با گذر از تاریخ کهن و افسانه ای سرانجام با کوله باری از دانش و تجربه به عنوان رشته ای علمی به ثمر نشست و نیروی سیال و سحرانگیز آن همراه با دانش پزشکی و روانشناسی به زندگی بشر نشاط، سلامت و انرژی بیشتری بخشید. زمانی موسیقی در دست طبیبان نخستین برای تسخیر امراض و اشباح مزاحم و خروج آنها در هیجان ضرباهنگ و حرکات و آواهای موزون و شفابخش بود و روزگاری دیگر در اندیشه یونانیان برای تنظیم هارمونی عناصر بدن به کار می رفت. چینی های قدیم و تمدن های هندو نیز موسیقی را شفابخش می دانستند و در قرن دوم قبل از میلاد درباره ی ارتباط موسیقی و روح بشر و استفاده از موسیقی برای القاء و اعتدال سخنرانی های جامعی در چین بعمل آمده است و امروزه در برداشتی علمی و کاربردی برای ایجاد نیروی زندگی، سلامت و توانایی در مراکز گوناگون پزشکی، روانپزشکی در زندگی روزمره مردم حضور یافته است. فعالیت های موزیکی ممکن است شامل آواز خواندن، نواختن ساز، گوش دادن به موسیقی، تصنیف و ساختن آهنگ، حرکت با موسیقی، بحث درباره ی اشعار یا خصوصیات آوازها و یا ترکیب سازها باشد. از سوی دیگر، موسیقی با عناصر ذهنی مانند تخیل، حافظه، تداعی، الهام و ...  درآمیخته که در نتیجه از آن مقوله ای شناختی بوجود آمده است. اما موسیقی بیش از هر چیزی نیازی عاطفی و احساسی است. موسیقی سیستم عواطف (لیمبیک) مغز را به سرعت تحریک می کند و به تحریک احساسی و فرافکنی حالت های درونی و هم حسی منجر می شود و در بسیاری از مواقع زندگی که کلام و بیان پاسخگو نیست می تواند موجب همدردی و هم حسی شود و از همه مهم تر احساس ها را وسعت بخشد. ریتم ها، ملودی ها، فواصل فیزیکی و گردش های آهنگین موسیقی هر منطقه ای براساس طبیعت، گنجایش ظرفیت عاطفی و نگرش های حسی و حرکتی مردم آن شکل گرفته و جلوه و انعکاسی از درون آن منطقه است. با شنیدن نوای موسیقی تنها عاطفه به توجه و خلسه نمی رسد بلکه فکر و اندیشه نیز به تمرکز و حیرت می رسد. در واقع درک حسی وقتی کامل می شود که فکر نیز از موضوع به تمرکز و توجه برسد و کرتکس مغز را فعال کند و تنها عواطف و احساسات محور نباشد تا ادراک موسیقی و زیبایی به مفهوم واقعی پیش آید. گردش های یکنواخت ملودی و تکرار ریتم توجه و ذهن را مهار و خود به خود انرژی و احساس ها را برگرد نقطه و محوری درونی متمرکز می سازد و افکار پراکنده را کم می کند. از سوی دیگر موسیقی به دلیل جذاب بودن ذاتی در طلب عناصر احساسی و درونی ذهن از افکار ناخوشایند بسیار موفق است. این دو عامل یعنی تکراری بودن ملودی آرام بخش و حالت مطبوع موسیقی زمینه ی احساسی مناسبی را برای تمرکز فراهم می کند. چنانچه شور و هیجان ایجاد شده بر نقطه و حالت واحد درونی معطوف شود وجد و جذبه سریع تر بر احساس غالب می گردد.

در واقع موسیقی آرامبخش و شیدایی متن و بستر مناسبی را برای مدیتیشن، مراقبه، خلسه و ایجاد چنین حالت هایی فراهم می آورد. چینی ها بر این باورند که لرزه ها، تکان ها و اصوات می توانند روی به گردش درآوردن انرژی در شبکه های نصف النهاری و نواحی جنبی آن اثرگذار باشند و بدین خاطر پنج صدای حیاتی را که عبارتند از: SHuuuu…-AHHHH…-HOuuuu…-SIIII…-TCHOUEEEEEEiiiiii… به ترتیب به ارگان های کبد، قلب، طحال و معده، ریه ها و کلیه ها مرتبط می دانند و جهت پاکسازی این مراکز از انرژی های نامطلوب و جذب انرژی پاکیزه و خالص از این اصوات بهره می گیرند.

 سی فو شایان فر

وو وی